
گریه کن عزیزم اما نه واسه خودت
واسه اینکه نمیشه دیگه بیام تولدت
گریه کن جداییا ما رو رها نمی کنن
آدما انگار واسه ما دعا نمی کنن
گریه کن حالا حالا از هم باید جدا باشیم
بنشینیم منتظرمعجزه ی خدا باشیم
گریه کن منم دارم مثل تو گریه می کنم
به خدای آسمونامون گلایه می کنم
گریه کن توبختمون یه برف سنگین نیومد
این همه پرنده رد شدمرغ آمین نیومد
گریه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم
تنها برای سنگینی غصه کم بودیم
گریه کن برای روزایی که خورشیدی نداشت
دلای من و تو که به خرد امیدی نداشت

