تبليغاتX
تک سوار عشق



تک سوار عشق

در چشمان من طوفان غم دارد ، ولی خنده بر لب میزنم ، تا کس نداند راز من



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:53 بعد از ظهر روز شنبه هفتم مهر 1386

این بار هم برای تو.....

           

 

این بار هم برای تو می نویسم

 

برای تویی که بیش از پیش محتاجم ساخته ای

 

تویی که مرا در غم فراق خویش اسیر ساخته ای

 

این بار نیز کلمات به درستی ادا نمی شوند

 

زمانیکه می خواهند از تو بنویسند

 

نمی دانند چه طور بنویسند

 

می خواهند از ژرفای احساسات خود برایتان بگویند

 

اما با این وجود هیچ ندارند که بگویند

 

این بار هم خالصانه می گویم :

 

عزیزم دوستت دارم

 

واي  نگو




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:45 بعد از ظهر روز شنبه هفتم مهر 1386

خـدايــــا

خـدايــــا

 

 

اشکهايم را مي بيني که بر گونه هاي خيسم مي غلطند ؟

 

زبانم را مي بيني که در دهان لرزان التماست ميکند؟

 

خدايا تن خسته ام ديگر توان حرکت ندارد مانند آن کوه بلند..

 

خدايا در نگاهم چه مي بيني ، آرزويي محال؟

 

آنکه هيچوقت به آن نميرسم ، مانند خورشيد و ماه...

 

اما خدا ..  فقط تويي که ميتواني روزي کوه را به حرکت در آوري

 

و خورشيد و ماه را يکي کني..

 

وقتي با ياد تو کوزه بغض گلويم شکست اشک روان شد از نگاهم..

 

 نگاهی که به آسمان ، در جستجوی توست..

 

خدايا دلم کوچک است و با کوچکتر بهانه اي مي گريد

 

نگاهم کن..نگاهم




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:37 بعد از ظهر روز شنبه هفتم مهر 1386

به همان قدر که چشم تو پر از زیباییست

بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهاییست

 این غزلهای زلالی که زمن میشنوی

چشمه جاری اندوه دلی دریاییست

چند وقت است که بازیچه مردم شده ام

گرچه بازیچه شدن نیز خودش دنیاییست

دل به دریا زده تا بازهم آغاز کنم

ماجرایی که سرانجامش یک رسواییست

امشب ای آینه تکلیف مرا روشن کن

حق به دست دل من عقل و یا زیباییست

دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین

به خداوند که معشوقه من بالاییست

این غزل نیز دل تنگ مرا باز نکرد

روح من تشنه یک زمزمه نیماییست




دسته بندی :

    لینک مطلب