تبليغاتX
تک سوار عشق



تک سوار عشق

در چشمان من طوفان غم دارد ، ولی خنده بر لب میزنم ، تا کس نداند راز من



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:36 قبل از ظهر روز دوشنبه چهاردهم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:28 قبل از ظهر روز دوشنبه چهاردهم خرداد 1386

پسر و دختر شديداً عاشق همديگه بودن. ....

به چشم همه ي دوستاشون، اونا يه زوج کامل بودن. اونا با هم بيرون ميرفتن، مثل همه ي زوج هاي ديگه، و از با هم بودن و عشق شون لذت مي بردن. با اين حال، چيزي بود که پسر نمي فهميد. هر وقت بارون ميومد، دختر عاشق اين بود که تنهايي بره بيرون زير بارون و به نظر مي رسيد بهش خوش مي گذره. پسر هميشه مي خواست به دختر زير بارون بپيونده، اما دختر جلوش رُ مي گرفت و مي گفت ميترسه مريض بشه. پسر خيلي اهميت نمي داد. فکر مي کرد تا وقتي که دختر خوشحاله، خب خودش هم همون طور خوشحاله.

چيزاي خوب هيچ وقت دووم نميارن. عشقشون يک سال ادامه داشت، و پسر دختر ديگه اي رُ ملاقات کرد. عشق به اين دختر خيلي قوي تر بود و نهايتاً پسر شروع کرد به پايان دادن به رابطه ي قبلي. دختر مي دونست بايد بذاره بره، چون پسر مثل يه اسب وحشي مي مونه؛ از آزادانه گشتن در چمنزر وحشي لذت ميبره. در آخرين روز دوستي شون، پسر دختر رُ ‌فرستاد خونه. پسر آخرين بوس شب به خيرش رُ کرد و گفت که براي همه چيز متاسفه. قبل از اين که از هم جدا بشن، پسر از دختر يه سوال پرسيد. «چه طور مي توني هر دفعه دوست داشته باشي تنهايي بري زير بارون، بدون اين که من همراهي ت کنم؟» دختر يه خنده ي تصنعي کرد و گفت:‌«براي اين که نمي خوام منو ببيني که زير بارون گريه مي کنم» . . .




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:52 بعد از ظهر روز یکشنبه سیزدهم خرداد 1386

آنقدر آهسته ميآيم

با صداقت کلامم

با لطافت نگاهم

با سرود تنهائيم

با دل سوزانم و با عشق عريانم

آنقدر آهسته ميايم که سکوت آمدنم

تنهائيت را آزار ندهد

همچون نسيم زيبای بهاران

همچون حديث مکرر عاشقی

ديوانگی و آزادگی

ميايم تا با سکوتم معنای حادثه ها را در کلامت جستجو کنم

باش که فرداها را

و

فردای فرداها را با تو و فقط تو ميبينم ...




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:49 بعد از ظهر روز یکشنبه سیزدهم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:43 بعد از ظهر روز یکشنبه سیزدهم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 0:12 قبل از ظهر روز یکشنبه سیزدهم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:26 بعد از ظهر روز شنبه دوازدهم خرداد 1386

صدایت می کنم امشب مرا از عمق دل بنگر

جوابم ده تو نجوا کن شود حالم از این بهتر

صدایت می کنم بشنو که من بی تو نمی مانم

بیا یارم تو خورشیدی که بی تو رنگ شب خوانم

صدایت می کنم بر گرد که تنها تو شدی یارم

بیا ای عشق نا فرجام به تو مدیون بد هکارم

صدایت می کنم شاید شوی یک لحظه مهمانم

در آن لحظه تو را گویم چه اندازه پریشانم

صدایت می کنم اما چرا چیزی نمی گویی

از این قلب پر از حسرت چرا مهرم نمی جویی

صدایت می کنم باز آ برس امشب به داد من

تمام خواستنی ها را تو از بر کن به یاد من

صدایت می کنم از دل تو هم امشب صدایم کن

تو مغروری غرورت را فقط امشب فدایم کن




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:18 بعد از ظهر روز شنبه دوازدهم خرداد 1386

تو به من خندیدی !

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز سالها که درگوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم که

چرا خانه ی کوچک ما سیب نداشت

 




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:14 بعد از ظهر روز شنبه دوازدهم خرداد 1386

 كاش قلبم درد پنهاني نداشت

 چهره ام هرگز پريشاني نداشت

 كاش مي شد دفتر تقدير عشق

 حرفي از يك روز باراني نداشت

 كاش مي شد راه سخت عشق را

 بي خطر پيمود و قرباني نداشت

        




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:3 بعد از ظهر روز شنبه دوازدهم خرداد 1386

از دورها

 چه زیباست

امواج آبی عشق

اما دریغ و افسوس 

چون می رسی سرابه....................

Love is power




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:44 بعد از ظهر روز شنبه دوازدهم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 12:24 بعد از ظهر روز پنجشنبه دهم خرداد 1386

             قاصدكم غم دارم

غم ‌آوارگي و دربه دري

 

غم تنهايي و خونين جگري

 

قاصدك واي به من ، همه از خويش مرا مي رانند

 

همه ديوانه و ديوانه ترم مي خوانند

 

صباي من ، غم ها در دل من غم هاست

 

مهد و گهواره من ماتم هاست

 

قاصدك دريابم ، روح من عصيان زده و طوفانيست

 

آسمان دلم بارانيست

 

قاصدكم غم دارم

 

غم به اندازه سنگيني عالم دارم

 

قاصدكم غم دارم

 

غم من صحراهاست

 

افق تيره او ناپيداست

 

قاصدك ، ديگر از اين پس منم و تنهايي

 

و به تنهايي خود در هوس دريايي

 

قاصدك زشتم من ، زشت چون چهره سنگ خارا

 

زشت مانند زوال دنيا

 

 قاصدك حال گريزش دارم

 

مي گريزم به جهاني كه در آن زشتي نيست

 

مي گريزم به جهاني كه مرا نا پيداست

 

شايد آن نيز فقط يك روياست

 

  قاصدكم غم دارم ، به خدا غم دارم

       

     رفتي پيشش ، بهش بگو دوستش دارم

 

 





دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:50 قبل از ظهر روز پنجشنبه دهم خرداد 1386

 

عشق آن نيست که يک دل به صد يار دهي
عشق آن است که صددل به يک يار دهي

عشق آن نيست که به هم خيره شويم!
عشق آن است که هر دو به يک سو بنگريم...

    که گفتا ای دل بی بندوبار 

       عشق یعنی رنج یعنی انتظار

                     عشق خونت را دواتت می کند

                      شاه باشی عشق ماتت می کند    

               TinyPic image

زيبايی عشق به سکوته نه فرياد

زيبايی عشق به تحمله نه خورد شدن و فرو ريختن

عشق خياليه که اگه به واقعيت برسه تمام شيرينيه خودش و از دست میده

عشق يه کويره که عاشق تشنه با رويايه سراب معشوق قدم به جلو ميزاره

عشق سخن گفتن با نگاهه

عشق اميد به رسيدن و ترس از نرسيدنه

TinyPic image

خسته ام از زندگی از سوز و ساز

 

 خسته ام از سوز درد انتظار

 

 و چه دنیای پر از شور و شریست

 

 مردمانش را نقاب دیگریست

 

 عشق می دزدی خرابت می کنند

 

 دوست می داری جوابت می کنند

 

خسته ام .......

 

TinyPic image

  بین رویاهای هر شب جست وجویت می کنم

                                             زهره عشق منی هر لحظه بویت می کنم

   برگ برگ خاطراتم را خزان بر باد داد

                                                ای بهار باغ رویا آرزویت می کنم

               دوستت دارم ولی من با تمام غصه ها

                             خویش را قربانی یک تار مویت می کنم

                        TinyPic image




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:45 قبل از ظهر روز پنجشنبه دهم خرداد 1386

 

نيمه گمشده من چه كسي ميتونه باشه

 مثل روح تشنه من عاشق و ديوونه باشه

 

 كسي كه هر كلامش طلوعي تازه باشه 

 

غم و تنها يي ما به يك ا ندا زه باشه

 

اون كه ازنهايت عشق منوبا اسمم بخونه

 

منو جزئي از وجودش يا خود خودش بدونه   

 

 اون كه گم شده از آغاز تا كه من تنها بمونم

 

 جاده جستجو هامو تا قيامت بكشونم

 

كسي كه هميشه عاشق مثل من ديوونه باشه

 

تو دنيا اگه نباشه تو آينه ميتونه باشه

 

كسي كه خواستن اون با همه فرق داشته باشه

 

 




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:4 قبل از ظهر روز پنجشنبه دهم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:22 قبل از ظهر روز سه شنبه هشتم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب