تبليغاتX
تک سوار عشق



تک سوار عشق

در چشمان من طوفان غم دارد ، ولی خنده بر لب میزنم ، تا کس نداند راز من



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 12:24 بعد از ظهر روز دوشنبه هفتم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:54 بعد از ظهر روز یکشنبه ششم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:52 بعد از ظهر روز یکشنبه ششم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:42 بعد از ظهر روز یکشنبه ششم خرداد 1386

نگاه كن كه غم درون ديده ام

چگونه قطره قطره آب مي شود

چگونه سايه سياه سركشم

اسير دست آفتاب مي شود

نگاه كن

تمام هستيم خراب مي شود

شراره اي مرا به كام مي كشد

مرا به اوج مي برد

مرا به دام ميكشد

نگاه كن

تمام آسمان من

پر از شهاب مي شود

تو آمدي ز دورها و دورها

ز سرزمين عطر ها و نورها

نشانده اي مرا كنون به زورقي

ز عاجها ز ابرها بلورها

مرا ببر اميد دلنواز من

ببر شهر شعر ها و شورها

به راه پر ستاره ه مي كشاني ام

فراتر از ستاره مي نشاني ام

نگاه كن

من از ستاره سوختم

لبالب از ستارگان تب شدم

چو ماهيان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چين بركه هاي شب شدم

چه دور بود پيش از اين زمين ما

به اين كبود غرفه هاي آسمان

كنون به گوش من دوباره مي رسد

صداي تو

صداي بال برفي فرشتگان

نگاه كن كه من كجا رسيده ام

به كهكشان به بيكران به جاودان

كنون كه آمديم تا به اوجها

مرا بشوي با شراب موجها

مرا بپيچ در حرير بوسه ات

مرا بخواه در شبان دير پا

مرا دگر رها مكن

مرا از اين ستاره ها جدا مكن

نگاه كن كه موم شب براه ما

چگونه قطره قطره آب ميشود

صراحي سياه ديدگان من

به لالاي گرم تو

لبالب از شراب خواب مي شود

به روي گاهواره هاي شعر من

نگاه كن

تو ميدمي و آفتاب مي شود 




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:19 بعد از ظهر روز یکشنبه ششم خرداد 1386

منو تا سلول انفرادی دلت ببر

 قول و زنجیر بزن به دست و پام

 واسه جرم محرض عاشق شدن

 بخششی به جزء تبسم نمیخوام

 جیره ام جرعه ای از نگاه توست

 شمع زندونم روی مثل ماه توست

 من و زندونی کن حبس ابد

 زندونی عاشق بی گناه توست

 کی میگه زندون بده

 وقتی زندونی خودش عاشق حبس ابده

وقتی زندونی نخواد که تن به آزادی بده

Courtney Love wallpaper




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:58 بعد از ظهر روز یکشنبه ششم خرداد 1386

 

صداي شكستنم را نشنيدي؟؟؟

 

تا كي به اميد فرداي پر از مهرباني فال بگيرم با حافظ؟؟

تا كي از فرصت استفاده كرده و يك دل سير گريه كنم لابه لاي

باران ها؟؟؟ هنوز صدايت از دفتر دلم پاك نشده است...

وخط خطي هاي نگاهت !!!آنقدر آه كشيدم و نگاه كردم به ابرها كه

 آسمان رنگ انتظارم شد...

چشمانت خيال گفتن رازي را دارد.. كه لبهايت طفره مي روند..

شايد راز رفتن است و جدايي... شايد هم تنفر.... بگو ..

در خلوت يلداي ام بگو تا من از دلواپسي و گورها از

تنهايي به در آيند.....

پرسه ميزنم ميان دلتنگيهاي خويش... تداعي ميكنم خاطره ها را ...

عشق را كم و بيش!!! شايد گره از اندوهم گشوده شود

با ته مانده طاقتي ...

 لمس ميكنم زندگي ساطور شده را و خود را كه در چك چك

سلولهايم پير مي شوم.....هنوز بر لبهايت ننشسته ..نوشيدي ام و من

 كيش شدم ...

وتو مبهوت و مات !!! هيهات از بازي روزگار ... هيهات!!!

بي آنكه بدانم روزي برايم خاطره اي خواهي شد به زندگي لبخند زدم و

به عشق سوگند خوردم ... حالا!!! چهره ژوليده ام را در آئينه كه

مي بينم فكر ميكنم كه آنقدر با خودم صميمي شده ام كه بگويم

مرگ بر اعتماد....

طعنه هاي عقرب گونه ات هم عشق را از چشمم نينداخت...

تنها به من آموخت عشق بايد الهي باشد و بس.....!!!

گاهي اوقات خود را گم ميكنم... مثل حالا!!!

اما صدايي انگشت به دهان مي گويد: فكر ميكنم شما را جايي ديده

ام ! اما نميدانم مگر سواد ندارند... روي پيشاني من كه نوشته شده

صاحب اين عكس سالها قبل مرده است.....

شايد تو هم مسافري عجول بودي كه نخوانده رفتي يا من راوي بي

 تجربه آخرين قصه كه بدون هيچ صدايي با خيالي كه ديگر رنگ

نداشت روي خودم خط كشيدم..... آري روي خودخط كشيدم ... من

مرده ام... گريه بي فايده است...

گريه مكن..مهربان باش مهربان!!!!!!!!




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:57 بعد از ظهر روز یکشنبه ششم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:50 بعد از ظهر روز یکشنبه ششم خرداد 1386

 

منم اين خسته دل درمانده ، که به تو بيگانه پناه آورده

منم آن از همه دنيا رانده در رهت هستي خود گم كرده

از ته كوچه مرا مي‌بيني مي‌شناسي‌ام و در مي‌بندي

شايد اي با غم من بيگانه ، بر من از پنجره‌اي مي‌خندي

با تو حرفي دارم....... خسته‌ام........ تنهایم

جز تو اي دور از من ، از همه گریزانم

گريه كن،گريه،نه بر من خنده ، ياد من باش و دل غمگينم

خوب ديروزي من ، در بگشا كه بگويم ز تو هم دل كندم

خسته‌ام از اين همه دلتنگي‌ها ، بر تو و عشق و وفا مي‌خندم

با تو حرفي دارم....... خسته‌ام..........تنهایم

جز تو اي دور از من ، از همه گریزانم 




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:47 بعد از ظهر روز یکشنبه ششم خرداد 1386

گاه می اندیشم...

 

خبر مرگ مرا با چه کس می گوید ؟

 

آن زمان که خبر مرگ مرا

 

از کسی می شنوی... روی تورا

 

کاشکی می دیدم...

 

 

         شانه بالا زدنت را

 

 

          - بی قید -

 

 

و تکان دادن دستت که...

 

 

       - مهم نیست زیاد -

 

و تکان دادن سر را که

 

       - عجب ! عاقبت مرد ؟

 

                 افسوس ! -

 

- کاشکی می دیدم !

 

من به خود میگویم :

 

          " چه کسی باور کرد

 

         " جنگل جان مرا

 

         " آتش عشق تو خاکستر کرد ؟

 

....

                                                  تنها تر از سکوت منم !

 




دسته بندی :

    لینک مطلب  


...

نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:42 بعد از ظهر روز یکشنبه ششم خرداد 1386

 

 

 

 

کسی به سوک نشست

 

و در مصیبت آن روزهای خوب گریست....

 

 

کسی نمیداند که پشت پنجره آواز کیست می آید

 

که کیست میخواند

 

کسی به سوک نشست که سوکوار جوانیست

 

سوکوار امید

 

کسی نمیداند که پشت پنجره رودیست در سیاهی شب

 

کسی سراغ مرا از کسی نمی گیرد که هستیم تنها

 

در انعکاس صدایی از دور می آید

 

و در سیاهی شب رسوب خواهد کرد

 

هنوز می گذرم نیمه های شب در شهر

 

مگر که لب بگشاید به خنده پنجره ای

 

کجاست دست گشاینده ؟خواب سنگین است

 

مرا به یاد بیاور  مرا ز یاد مبر

 

که انعکاس صدایم درون شب جاریست.....

 

تنها تر از سکوت منم !




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:36 بعد از ظهر روز یکشنبه ششم خرداد 1386

کشیش و پیروانش در حیاط کلیسای ده جمع شدند

 

تازن و مردی را بهم برسانند

 

بهار اینجاست و قمری ها بر مناره میخوانند

 

زنبور ها در گل هایی که در گورستان روییده هستند

 

و از بالای تپه آنجا که رودخانه به آسیاب می ریزد

 

دختری دوست داشتنی پایین می آید

 

تا در مراسم ازدواجش شرکت کند

 

لباس ساده سفیدی بر تن دارد و گل هایی بر سر زده

 

و هنگاهی که آرام به رف محراب می رود موسیقی شروع  می شود

 

و کشیش انجیلش را بر می دارد و رو به او می گوید

 

آیا با افتخار و عشق .. در برابر چشمان خداوند

 

این مرد را به همسری قانونی خود انتخاب می کنی؟

 

حالا بگذار مردم این اواز را با من بخوانند

 

تا برای همیشه در قلبت زنده باشد ....

 

بکذار عشقت همچنان بدرخشد

 

چرا که ما ستارگانی در آسمانیم

 

بگذار عشقت با قدرت بدرخشد....

 

تا آنگاه که به دوردست ها پرواز می کنی ..

.

 

سا ل های سال از ان صبح طلایی روستا گذشته است

 

گورستان وسعت گرفته و کلیسا ویران شده

 

پیچک به دیوارها چسبیده و کلاغ ها بالای سرم میچرخند

 

وقتی به طرف آخرین سنگ قبر بازمانده رفتم

 

زانو زدم و نوشته زیر برگ ها را خواندم

 

ناگهان به نظرم رسید

 

کلماتی را همانند آوازی در میان درختان  شنیدم

 

بگذار عشقت همچنان بدرخشد....

 

چرا که ما ستارگانی در آسمانیم...

 

..........

 

انگار همین دیروز بود دخترک با لباس سفید .....

 

و حالا با همان لباس اینجا  آرام خوابیده....

 

بگذار عشقت با قدرت بدرخشد.....

 

TinyPic image

 

تنها تر از سکوت منم !

 




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:31 بعد از ظهر روز یکشنبه ششم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:6 بعد از ظهر روز شنبه پنجم خرداد 1386

 

همه‌تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.

در نهانخانه‌ي جانم، گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد،

عطر صد خاطره پيچيد:

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.

تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.

من همه، محو تماشاي نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه‌ي ماه فروريخته در آب

شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد: تو به من گفتي:

ـ «از اين عشق حذر كن!

لحظه‌اي چند بر اين آب نظر كن،

آب، آيينه‌ي عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است؛

باش فردا، كه دلت بادگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!»

با تو گفتم: «حذر از عشق!؟ ندانم

سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم...»

بازگفتم كه: «تو صيادي و من آهوي دشتم

تا بدام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم!»

اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب، ناله‌ي تلخي زد و بگريخت...

اشك در چشم تو لرزيد،

ماه بر عشق تو خنديد!

يادم آيد كه: دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم.

نگسستم، نرميدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌هاي دگر هم،

نه گرفتي دگر از عاشق آرزده خبر هم،

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...

بي‌تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:4 بعد از ظهر روز شنبه پنجم خرداد 1386

 

 




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:0 بعد از ظهر روز شنبه پنجم خرداد 1386

 


دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:46 بعد از ظهر روز شنبه پنجم خرداد 1386

 

  در عمق قلبم آتشى است

قلبى سوزان.

در عمق قلبم آرزويى است براى آغاز.

من در احساساتم ميميرم.

دنياي من در خيال است.

من در روياهايم زندگي مي كنم بلى در روياهايم . . .

تو در قلب من هستى

تو در وجود منى

هر جا كه بروم

جلوه گرش خواهم بود و خواهم كرد.

تورا بى پايان دوست دارم

و تا هميشه نگه خواهم داشت حضور سبزت را اى عزيزترينم.

همواره در كنارت خواهم ماند . . .

مثل بهشت است ديدن چشمهاي جادويى تو.

بهشت چشمانت مرا به اوج آسمان مى برد.

من عاشق تو هستم

بهترينم

عزيزترينم

نازنينم

مراقب خودت باش . . .

وقتى كه لبخندت را ميبينم ديوانه وار خوشحال مى شوم.

من صداي قلبت را مى شنوم . . .

من گلها را حس مى كنم

من بارش را حس مى كنم اما . . .

تنها با وجود پاك تو بهترينم . . . !

شبي در شب ترين شبها، تو ماهم مي شوي آيا؟

تو تسليم تماشاي نگاهم مي شوي آيا؟

شبيه يك پرنده، خيس از باران كه مي آيم؟

تو با دستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا؟

پس از طي كردن فرسنگها راهي كه مي داني

كنار خستگيها، تكيه گاهم مي شوي آيا؟

شناكردن ميان خاك را بد من بلد هستم

تو اقيانوس موج آماج را هم مي شوي آيا؟

نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري

تو تصحيح تمام اشتباهاتم مي شوي آيا ؟

ا گر بي روز و بي تقويم ماندم من

به و صل فصلهايت، سال و ماهم مي شوي آيا؟

براي دوستم داري گواهت بوده ام عمري

براي دوستت دارم گواهم مي شوي آيا؟

شب افسانه اي با تو طلوع تازه اي دارد

تو در صبح اساطيري پگا هم مي شوي آيا؟

صبور و ساده اي اما ،عميق و ژرف،عشق من

براي حرف نجوا، نعره چاهم مي شوي آيا؟

پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردي نگاهم را

به پاس اشكهايم عذر خواهم مي شوي آيا؟

تو شيرين تر از آن هستي كه شادابيت كم گردد

و از خود تلخ مي پرسم تباهم مي شوي آيا؟!!!

وفادار

بگذار كه در حسرت ديدار بميرم     

           در  حسرت  ديدار تو بگذار بميرم

دشوار بود مردن وروي تو نديد    

              بگذار  به دخواه  تو دشوار  بميرم

بگذاركه چون مرغان شباهنگ       

           در وحشت و اندوه شب تار بميرم

بگذاركه چون شمع كنم پيكر خود آب    

     در بستر اشك افتم  و ناچار بميرم

بگذارچو خورشيد گدازنده مسفا 

              در دامن شب با تن  تب دار  بميرم

بگذارشوم سايه ايوان بلند  

                    سويت  خزم و گوشه  ديوار  بميرم

مي ميرم از اين درد كه جان دگرم نيست   

تا از  غم  عشق تو  دگر  بار بميرم

تا بوده ام اي دوست وفا دار تو بودم   

     بگذار   بدان   گونه   وفادار   بميرم

 




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:32 بعد از ظهر روز شنبه پنجم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:59 بعد از ظهر روز چهارشنبه دوم خرداد 1386


عشق یعنی ...


عشق یعنی تا ابد پرواز کردن



عشق زندگی را با خوشی ها ساز کردن



عشق یعنی از اول تا انتها



عشق مثنوی های دلم را یک به یک معنا کردن



عشق یعنی عاشق فرهاد گشتن


درهای کوه سنگ کندن ، غصه را شیرین کردن



عشق یعنی عاشق ، یعنی معشوق



عشق یعنی زندگی را با خدا آغاز کردن



عشق یعنی انقلابی در درون


از محبت کوزه های را لبریز کردن




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:56 بعد از ظهر روز چهارشنبه دوم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:46 بعد از ظهر روز چهارشنبه دوم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 4:8 بعد از ظهر روز چهارشنبه دوم خرداد 1386

خوش آمديد

 

توی آسمون دنیا هرکسی ستاره داره

چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره؟

 

واسه من تنهایی درد

درد هیچکس و نداشتن

هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن

 

دیگه باور کردم این رو که باید تنها بمونم

تا دم لحظه مردن شعر تنهایی بخونم




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 4:3 بعد از ظهر روز چهارشنبه دوم خرداد 1386

 

Love Is ...

 

 

         ستاره بارونه چشاش

اشکاشو دست کم نگیر

بگو بخنداش مال تو

گریه هاش و به من بده

از تو نگاه اون بچین  

 ستاره های بیشمار

اما بار جدایشو

  روشونه های من بذار

گریه هاشو به من بده

خنده چشماش مال تو

اشک های شورش مال من

بگو بخنداش مال تو

می خوام بنویسم از شب

از سکوت.......

از تو میخواهم از تو بنویسم

و از صدای که

یک بار

 سکوت چند ساله قلبم رو شکست

و در نگاهش غرق شدم

در نگاهی که پر از حرف بود




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 3:56 بعد از ظهر روز چهارشنبه دوم خرداد 1386

 

از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب

شاید تو میخواهی مرا در کوچه ها امشب

پشت ستون سا یه ها روی درخت شهر

می جویم اما نیستی در هیج جا امشب

ای ماجرای شعر و شبهای جنون من

  اخر چگونه سرکنم بی ماجرا امشب

میدانم اری نیستی اما نمیدانم

بیهوده میگردم بدنبالت چرا امشب

هر جا تو را بی جستجو میافتم اما

نگذاشت بی خوابی بدست ارم تورا امشب

 هرشب صدای پای تو می امد از هر چیز

حتی ز برگی هم نمی اید صدا امشب

 

حال سایه ای دیدم شبیه ات نیست

اما حیف ای کاش میدیدن چشمانم خطا امشب

گشتم تمام کوچه ها را یک نفر هم نیست

شاید که بخشیدن دنیا را به ما امشب

طاقت نمی ارم تو که میدانی از دیشب

باید چه رنجی برده باشم بی گدار امشب

ای ماجرای شعر و شبهای جنون من

اخر چگونه سرکنم بی ماجرا امشب

 www.aserto.mihanblog.comwww.aserto.mihanblog.comwww.aserto.mihanblog.com www.aserto.mihanblog.com                                   

 

                       www.aserto.mihanblog.comwww.aserto.mihanblog.comwww.aserto.mihanblog.com                              

 

    




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 3:51 بعد از ظهر روز چهارشنبه دوم خرداد 1386

 

 

Rotating Heartوقتی میای صدای پات از همه جاده ها میادRotating Heart


Rotating Heartانگار نه از یه شهر دور . که از همه دنیا میادRotating Heart


Rotating Heartتا وقتی که در وا میشه . لحظه دیدن میرسهRotating Heart


Rotating Heartهر چی که جاده است رو زمین . به سینه من میرسهRotating Heart


Rotating Heartآه...Rotating Heart


Rotating Heartای که تویی همه کسم . بی تو میگیره نفسمRotating Heart


Rotating Heartاگه تورو داشته باشم . به هر چی میخوام میرسمRotating Heart


Rotating Heartبه هر چی میخوام میرسم..Rotating Heart

.
Rotating Heartوقتی تو نیستی . قلبمو واسه کی تکرار بکنم؟Rotating Heart


Rotating Heartگلهای خواب آلوده رو . واسه کی بیدار بکنم؟Rotating Heart


Rotating Heartدست کبوترای عشق . واسه کی دونه بپاشه؟Rotating Heart


Rotating Heartمگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه؟Rotating Heart


Rotating Heartای که تویی همه کسم . بی تو میگیره نفسمRotating Heart


Rotating Heartاگه تورو داشته باشم . به هر چی میخوام میرسمRotating Heart


Rotating Heartبه هر چی میخوام میرسم...Rotating Heart


Rotating Heartعزیزترین سوغاتیه . غبار پیراهن توRotating Heart


Rotating Heartعمر دوباره منه . دیدن و بوییدن توRotating Heart


Rotating Heartنه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس میخوامRotating Heart


Rotating Heartعمر دوباره منی . تو رو واسه نفس میخوامRotating Heart


Rotating Heartای که تویی همه کسم . بی تو میگیره نفسمRotating Heart


Rotating Heartاگه تورو داشته باشم . به هر چی میخوام میرسمRotating Heart


Rotating Heartبه هر چی میخوام میرسم...Rotating Heart

 

  www.aserto.mihanblog.com            www.aserto.mihanblog.com        www.aserto.mihanblog.com www.aserto.mihanblog.com




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 3:26 بعد از ظهر روز چهارشنبه دوم خرداد 1386

 

امشب می خوام باهاتون حرف بزنم . . .


دلم خیلی گرفته . . .


اندازه ی یه آسمون غصه توش جمع شده . . .


یه روزایی هست که دلم می خواد سرمو بذارم تو بغل یه نفر که بوی محبت میده . . .


و با تمام وجودم زار بزنم . . .


یه شبایی هست که می خوام با یکی حرف بزنم . . .

یه وقتایی هست که دلم می خواد یه نفر به حرفام گوش کنه . . .


به حرفام گوش کنه . . .


فقط گوش کنه . . .


یه روزایی هست که از زور دلتنگی و غصه می شینم و تو آینه با خودم حرف می زنم . . .


هیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــس !


نگو مگه من مردم که تو بی کسی . . .


نه تو نمردی . . .


اما تو هم نمی تونی دردی رو از من درمون کنی . . .

      می بینم صورتمو تو آینه . . .


با لبی خسته می پرسم از خودم . . .


این غریبه کیه ؟ . . .


از من چی می خواد . . .


این به من یا من به اون خیره شدم ؟ . . .

 

  دل گرفته را به چه نام خوانم

 

                    كه بغض گونه هايش را باراني نكند؟

 

                      اشك شوق ديدگان را چه اسان رسوا ميكند

 

                       نميدانم تو كيستي

 

                           ولي وقتي به چشمانت خيره شدم

 

                   مثل كودكي در مانده در صحراي باراني دلت

 

                           , دستانم بي پناهي را در اغوش كشيد!

 

 

              من تو را نشناختم ولي خودم را چه خوب شناختم

 

 

                    من گمشده ي ديدگان معصومت بودم!

 

                    چقدر سكوت تلخ مهربانه ات برايم مرگ بار بود!

 

 

                        در شبهاي باراني دلم هواي پرسه زدن ميخواهد

 

  از دست اين روزگار!

 

از اين دنياي روي اب دلم به تنگ امده است

 

 

میروم...با تو... ولی بی تو.....

در چشمانم تنها یی ام را پنهان می کنم...

                
   در دلم دلتنگی ام را...

                                       در سکوتم حرفهای نگفته ام را...

                                                            در لبخندم غصه هایم را.....        

 

و حال که این زمان است ...

                     طپش های قلبم حتی نای رقابت با دقیقه ها را هم ندارد ....

        می روم ....

                           می روم و زیر لب بر سکوت کوچه ناسزا می گویم ......

          خدا را می خوانم ...

  خدایا.....

            سرای محبت کجاست ...؟

                            ولی باز جز سکوت کوچه جوابی نمیشنوم ...............

چند روزی میروم...بی انگیزه تر از همیشه.....

در جستجوی لحظه ای فراموشی...

اندکی هوای غیر از اینجا...

به هرکجا که آسمانش این رنگ نباشد.....

میروم...با تو... ولی بی تو.....




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 3:1 بعد از ظهر روز چهارشنبه دوم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 3:0 بعد از ظهر روز چهارشنبه دوم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 2:49 بعد از ظهر روز چهارشنبه دوم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 2:47 بعد از ظهر روز چهارشنبه دوم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:45 قبل از ظهر روز چهارشنبه دوم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 9:23 قبل از ظهر روز چهارشنبه دوم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 9:22 قبل از ظهر روز چهارشنبه دوم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 4:56 بعد از ظهر روز سه شنبه یکم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 4:40 بعد از ظهر روز سه شنبه یکم خرداد 1386

THIS IS DEDICATED TO THE ONE I LOVE

I think I have always loved you

Even long before I knew you.

And destiny faith or something,

Simply led me to You.

I've looked for You a long long time

I've often dreamed about You,

And now that You are here,

I don't see how

I got along without you.
 

 





دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 4:35 بعد از ظهر روز سه شنبه یکم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 4:3 بعد از ظهر روز سه شنبه یکم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 2:33 بعد از ظهر روز سه شنبه یکم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 2:32 بعد از ظهر روز سه شنبه یکم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 2:31 بعد از ظهر روز سه شنبه یکم خرداد 1386




دسته بندی :

    لینک مطلب  



نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 12:47 بعد از ظهر روز سه شنبه یکم خرداد 1386

 

کاش هیچ وقت

به دل کسی پا نمی گذاشتیم

وهیچ کس به دلمون پا نمی گذاشت

کاش اگه کسی به دلمون پا گذاشت

 دیگه دلمونو تنها نمی گذاشت

گاش اگه یه روز دلمونو تنها گذاشت

رد پاشو رو دلمون جا نمی گذاشت

گر سلطنت بلد نباشم

سلطنت نمی کنم

اگر زندگی بلد نباشم

زندگی نمی کنم

اما

اگر دوست داشتن رو بلد نباشم

به خاطر تو یاد می گیرم

مانند شقایق زندگی کن

کوتاه ولی زیبا

مانند پرستو پرواز کن

طولانی ولی هدفمند

مانند پروانه بمیر

ولی عاشق

زندگی اجباریست

مرگ انتظار است

عشق یکبار است

جدایی دشوار است

فکر تو تکرار است

اگر رفتم تو یادم کن

اگر مردم تو خاکم کن

قلبت رو خالی نگه دار

اگر هم روزی خواستی

کسی را در قلبت جای دهی

سعی کن

که فقط یک نفر باشد

به او بگو که

تو را بیشتر از خودم و کمتراز خدا دوست دارم

زیرا که به خدا اعتقاد دارم

و

به تو نیاز دارم

 

 




دسته بندی :

    لینک مطلب