نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 8:0 بعد از ظهر روز دوشنبه چهاردهم اسفند 1385









پیغام دلنواز تو اومد به سوی ما
بوسیدمش ، به دیده ی گریان نهادمش
از ترس آنکه سیل سرکشم شویدش
از دیده گرفتم و بر جان نهادمش







می کشمت سوی خویش
این کشش قلب ماست
قلب تو گر آهن است
قلب من آهنر باست.







ای زندگی تو بگو نغمه سازم
بی تو شوری نداره
این دل اسیرم از تو نگارم
طاقت دوری نداره.






زندگی
یافتن روزنه
در
تاریکی ست.





نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 4:29 بعد از ظهر روز دوشنبه چهاردهم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 4:25 بعد از ظهر روز دوشنبه چهاردهم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 4:18 بعد از ظهر روز دوشنبه چهاردهم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 4:2 بعد از ظهر روز دوشنبه چهاردهم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 3:58 بعد از ظهر روز دوشنبه چهاردهم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 3:57 بعد از ظهر روز دوشنبه چهاردهم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 3:53 بعد از ظهر روز دوشنبه چهاردهم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 3:46 بعد از ظهر روز دوشنبه چهاردهم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 3:21 بعد از ظهر روز دوشنبه چهاردهم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 3:9 بعد از ظهر روز دوشنبه چهاردهم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:9 بعد از ظهر روز شنبه دوازدهم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 9:38 بعد از ظهر روز شنبه دوازدهم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 0:3 قبل از ظهر روز پنجشنبه دهم اسفند 1385













کاش الان آغوش گرمت سر پناه خستگیم بود
دو تا چشمانت پر از اندوه واسه دل شکستگیم بود
آرزوم اینه که دستام توی دستای تو باشه
تنگی این دل عاشق بانوازش تو واشه
واسه چی خدا نخواسته من تو آغوش تو باشم
قول میدم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم
همه ی هستی قلبم تو دو حرف خلاصه می شه
عشق تو ، بودن با تو دو نیاز زندگیشه
پرم از ترانه ی تو ، گرچه واژه ها حقیرن
خوبه وقتی نیستی پیشم اونا دستامو می گیرن
راز عشق منو هیچ کس غیر مهتاب نمی دونه
تنها شاهد واسه غصه ، گریه و تنهاییم او نه
وای اگه من این نبودم ، کاش می شد پرنده باشم
تا از این دور بودن از تو بتونم بلکه رهاشم
یه پرنده شم شبونه بکشمر به خیالت
برسم به لونه ی تو بگیرم سر زیر بالت
زندگیم رنگ خدا بود اگه تنها تو رو داشتم
اگه می شد واسه گریه سر رو
شونهات می گذاشتم .









نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:25 بعد از ظهر روز چهارشنبه نهم اسفند 1385
من نا خواسته وارد زندگی تو شدم و آرامش بکر تو را
به هم زدم و از آن غم انگیزتز معصومیت زلال
تورا . گناه تو (نگاه تو) بود . چشمانی که به
دو نگین درخشان،
دو ستاره فروزان می ماند . من ذره ذره در پناه نور آن
ستارگان جوانه زدم ، جان گرفتم و روئیدم .
من بی گناهم ، گناهم رویش است ، جرمم اشتیاق
است و خطایم وابستگی ، اگر تابش تو نباشد من می
میرم .
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:20 قبل از ظهر روز سه شنبه هشتم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 11:18 قبل از ظهر روز سه شنبه هشتم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:21 قبل از ظهر روز سه شنبه هشتم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:18 قبل از ظهر روز سه شنبه هشتم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:15 قبل از ظهر روز سه شنبه هشتم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:8 قبل از ظهر روز سه شنبه هشتم اسفند 1385
نویسنده : غزاله(م.ح) ; ساعت 10:4 قبل از ظهر روز سه شنبه هشتم اسفند 1385